تبليغاتX
زنده باد یاد صادق هدایت
 
ناچـشیـده جـرعــه ای از جــــــام او ____ عشق بازی می کــــنـم با نــــام او
 
برای سهولت در دسترسی به اطلاعات درباره ی مرحوم صادق هدایت در این وبلاگ ٬ به قسمت آرشیو موضوعی مربوطه با عنوان " یاد صادق هدایت " که در سمت چپ وبلاگ قرار دارد مراجعه نمایید .
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 2 قبل از ظهر  توسط آر یا بان 

به دلیل پاره ای مشکلات سخت افزاری ٬ تا اطلاع ثانوی به روز نخواهیم شد .

  نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط آر یا بان  | 

کتابهای صادق هدایت از نمایشگاه کتاب تهران جمع‌آوری شد

هشت کتاب نوشته ی مرحوم صادق هدایت و سه کتاب صادق چوبک از نمایشگاه کتاب جمع آوری شد .

صبح روز دوم در نمایشگاه کتاب ، کتابهای "دیوار"، "زند و هومن یسن"، "زنده به گور"، "سگ ولگرد"، "سه قطره خون"، گروه محکومین"، "مسخ" و "وغ وغ ساهاب" صادق هدایت از غرفه نشر جامه دران جمع آوری شدند .

همچنین کتابهای "انتری که لوطی اش مرده بود"، "چراغ آخر" و "خیمه شب بازی" نوشته صادق چوبک از همین ناشر جمع آوری شد .


در پنجمین روز از برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، دو کتاب دیگر از صادق هدایت و سه کتاب دیگر از صادق چوبک جمع آوری شد .

  نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط آر یا بان 

« کنسولگري شاهنشاهي ايران در پاريس گواهي مي‌نمايد که در تاريخ 19 فروردين 1330 شخصي به نام هدايت( نويسنده) فرزند آقاي هدايتقلي هدايت و بانو زيور هدايت در پاريس فوت کرده است . »

اين تاريخ‌ها هيچ‌يک درست نيست .

از بررسي پروندة خودکشي هدايت در دادگستري پاريس ، تاريخ دقيق خودکشي او را مي‌توان پيدا کرد: از اظهارات آقاي  SAENGER که در صورت مجلس کلانتري ناحية هژدهم پاريس( به تاريخ دهم آوريل 1951) ثبت گرديده است به روشني برمي‌آيد که صادق هدايت در صبح روز ششم آوريل 1951 به« ستوديو »ي کوچة « شامپيونه » نقل مکان کرده است ، و روز نهم آوريل پس از ساعت چهار بعد‌ازظهر او را در همان جا مرده يافتند . 
همچنين دربان خانه‌اي که هدايت در آن خودکشي کرده بود به مأمورين پليس گفته است که روز هشتم آوريل بوي گاز در ساختمان پيچيده بود . صورت مجلس پليس نيز تصريح دارد به اين که شير گاز خانه را در صبح روز هشتم آوريل بسته‌اند . گزارش پزشک قانوني به تاريخ دهم آوريل 1951 ، مصرح است به اين که مرگ هدايت بايستي کمي پيش از سه روز ( يعني پيش از دهم آوريل ) روي داده باشد . 

به پشتوانة اين اسناد نتيجه مي‌توان گرفت که صادق هدايت در شب يا نيمه شب هشتم آوريل ( يعني هفتم آوريل شبانگاه ) به زندگي خود پايان داده باشد .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط آر یا بان 

خوانندگان نوشته‌هاي هدايت به طبقه يا قشر و دسته يا گروه خاصي محدود نمي‌شوند ، حال آن كه خوانندگان بسياري از پرنفوذترين و نام‌آورترين نويسندگان و شاعران ما ، قطع نظر از استعداد و استطاعت آن‌ها ، محدود هستند . هدايت در سال‌هاي آخر حياتش ، به ويژه پس از مرگش ، در اوج شهرت خود در خاك ايران نفوذ فراوان داشت و اين نفوذ تا به امروز كماكان ادامه يافته است ، به طوري كه هيچ‌كس با او برابري نمي‌كند .
هنوز نوشته‌هايش را نسل جديد ، با طبايع گوناگون فرهنگي ، با علاقه مي‌خوانند ، و اين چيزي است كه براي هيچ نويسنده ديگري در يك صد سال اخير پيش نيامده است . راز اين نفوذ چيست ؟

به نظر من راز اصلي نفوذ و جاذبه شخصيت هدايت در صراحت و صميميت و در « اجبار اعتراف » و روحيه انتقادي ـ يا همان مدرنيت‌خواهي و آزادانديشي ـ  او است . قابليت و توانايي او در تشخيص جنبه‌هاي گويا و زندگي‌بخش امور و اشيا كاملاً نظرگير است . هدايت قريحه‌اي طبيعي و ممتاز براي انتقاد كردن دارد، به‌ويژه مي‌تواند جنبه‌هاي ناساز و ناجور زندگي را از منظر فردي و شخصي در كنار يك‌ديگر نشان بدهد و دست بيندازد ، و اين استعداد را از همان جواني از خود نشان مي‌دهد .

در نزد هدايت اجبار عين شر است و همواره زندگي خود را معطوف زمينه‌اي مي‌كند كه در آن حد اعلاي آزادي فردي وجود داشته باشد .

او اهل مسلك تسليم و رضا نبود .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 7 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 

جهانگیر هدایت : " هنوز بر سر این که او چرا خودش را کشت بحث است . " 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 2 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 

در بازسازى بوف‌کور گزمه‌ها نماد حکومت وقت ، پیرمرد نماد مرده‌ریگ فرهنگى ایران ، زن نماد ایران و راوى روشنفکر متجدد ایرانى‌اند . با یافتن این کلیدها همه‌ى رازها برملا مى‌شود . گویا ناشناختگى و ابهام متن خطر آن را داشت که ذهن خواننده را در برابر برداشت‌هاى غلط آسیب‌پذیر کند . در این نگاه، گزمه‌ها را که شبانه در کوچه‌ها مى‌گردند و آواز مى‌خوانند ، نمادِ چیره‌گرى حکومتِ رضاشاه مى‌دانستند .

هدایت دستِ برقضا ، تنها قشرى را که جزو رَجاله‌ها ندانسته ، همین گزمه‌ها هستند که تنها صداى آوازشان از کوچه مى‌آید و حتا یک‌بار راوى همان آواز را تکرار مى‌کند .

رَجَاله‌هایى که همه از دم شاگرد کله‌پزند . او آشکارا شاهد آن است که همه‌ى این رَجَاله‌ها با زن دمخورند و هماغوشى مى‌کنند ، جز گزمه‌ها و پیرمرد که برایش‏ ویژگى نیمه‌خدایى قایل است . این زن کیست ؟ او کیست که رختى سیاه برتن کرده و چشمان شهلایش‏ هستى راوى را به باد داده است ؟ راوى بودن در کنار این زن را دوست دارد و مى‌خواهد هم‌چون خودِ او ، زن هم با این رجاله‌ها قطع رابطه کند. اما رجاله‌ها او را دوره کرده‌اند . و تلاش‏ راوى براى نجات زن بیهوده مى‌نمایاند .

بوف کور هنوز بسان چراغی پیشاروی ادبیات مدرن فارسی روشنایی می افکند ؛ هرچند مرحوم هدایت گفته بود :

" مـــن روشـــــنایى نــیــســتـم " .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 
مطلب زیر ، ترجمه متن سخنرانی پروفسور الول ساتن در سی‌وپنجمین كنگره بین‌المللی «قلم» p.e.n است كه در شهر «آبیجان» ساحل عاج تحت عنوان كلی «افسانه‌ها و اسطوره‌ها به مثابه منبع‌الهام هنر و ادبیات» برگزار شد و از كتاب «ایران و اسلام : یادنامه مرحوم ولادیمیر مینورسكی» برداشته شده است.


 صادق هدایت ، نویسنده برجسته قرن بیستم ایران ، در مسیر راهی كه جمالزاده گشوده بود ، گام‌های بلندی برداشته و به مقام پیشگامی رسید . جالب آنكه طی مدتی كه جمالزاده در دوران 20 ساله حكومت مستبدانه رضاشاه در سكوت باقی مانده بود ، سایر پیروان این سبك نویسندگی طبیعت گرایانه، به‌ویژه هدایت و دوستش « بزرگ علوی » ، در همین دوران بود كه به شهرت رسیدند. هدایت حتی خیلی بیش از سلفش تحت‌تاثیر ادبیات عامیانه بود . او حتی پیش از آنكه داستان نویسی را آغاز كند در این زمینه تحقیق و تتبع می‌كرد و تعدادی از آثارش نیز به همین موضوع اختصاص دارد . اهمیت كار او به‌خصوص به خاطر نگارش « نیرنگستان » ، نخستین كتاب جدی درباره فولكلور ایران به زبان فارسی در سال 1933 است ؛ زمانی‌كه اكثر روشنفكران ایرانی نسبت به ادبیات عامیانه بی‌توجه بوده و اهمیت چندانی برای آن قائل نبودند . علاوه بر آن ، این كتاب به محض انتشار در ایران توقیف شد و تا سال 1956 اجازه انتشار و چاپ مجدد نیافت .

«بوف كور» ، مشهورترین نوول هدایت ، تك‌گویی درونی خارق‌العاده‌ای كه چنان‌كه باید در خارج از كشور مورد توجه قرار نگرفته ، در واقع دریایی از مایه‌های فولكلوریك و اسطوره‌ای است . عنوان كتاب نیز اشاره‌ای طنزآمیز به هزاردستان اشعار سنتی فارسی دارد . پس از كناره‌گیری رضاشاه و بازگشت دموكراسی و آزادی اندیشه ، هدایت جزوه‌ای به نام «آب زندگی» نوشت . این كتاب در قالب قصه‌های عامیانه و براساس افسانه‌ای سنتی ، هجو گزنده‌ای از جامعه ایرانی به دست می‌دهد ، اما در فضای سیاسی و اجتماعی ـ جدید تفاوت عمده‌ای دیده می‌شود- بدبینی ذاتی و ویژه هدایت برای یك‌بار هم كه شده با پیروزی انسانیت و بشردوستی بر ظلم و استبداد و حرص و آز جای خود را به سرانجامی خوشبینانه می‌دهد .
قدرت هدایت در بهره‌گیری از محاورات عامیانه خیلی بیشتر از جمالزاده بود . با تمام اینها نثر او ، حتی در بازگویی مكالمات و محاورات ...

                                                                                                 " منبع : کارگزاران "


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 

آلبوم « ترنج » محسن نامجو روز گذشته در تالار ناصري خانه‌ي هنرمندان ايران نقد شد ، تا سيزدهمين «نقد نغمه» برگزار شود .

نامجو :هنگامي كه براي اين اشعار، نعره مي‌زدم ، نعره‌هاي من آگاهانه نبودند ؛ بلكه از دردهايي بودند كه در سينه داشتم .


آخرین نقد آشفته

جلسه پرانتقاد نقد نغمه برگزار شد

یلـــــــــــدا

گزارش بی بی سی

  نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 

« عق­ام می­نشیند به زبان این رجاله­ها چیز بنویسم »

م. ف. فرزانه در خاطرات­اش از داستان­های نانوشته یا ناتمامی سخن می­گوید که هدایت ننوشت یا منتشر نکرد . بین آن­ها ، داستانی هست تقریبا" تمام­شده که نابودش کرد : « عنکبوت عاق­شده » ، عنکبوتی که نمی­تواند تار بتند ، از خانواده­ و از جمع عنکبوت­ها طرد می­شود، چون عنکبوتی که تار نتند عنکبوت نیست ؛ عکنبوت راهی جنگل می­شود ، پیش حیوانات مختلف می­رود و ، یک به یک ، از آن­ها می­خواهد تا او در جمع خود بپذیرند اما همه طردش می­کنند ، چون هرچه باشد او یک عنکبوت است ، نه سگی که پارس کند ، یا سنجابی که جست­وخیز کند ، یا پروانه­ که پرواز کند ، یا ماهی که شنا کند ، یا ... عنکبوت نفرین­شده تسلیم می­شود ، بی­چاره و درمانده ، موجودی محال : عنکبوت نیست چون نمی­تواند تار بتند ، اما هیچ حیوان دیگری هم نیست چون عنکبوت است .

تمثیلی از این سرراست­تر ممکن نبود . هدایت همچون عنکبوت : ایرانی بود و با این حال ایرانی نبود .

                                                                                               " منبع : پـیـام یزدانـجـو "

  نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 


85 هزار وب سايت براي صادق هدايت

جهانگیر هدایت : اگر در گوگل جست وجو كنيد ، 85 هزار سايت درباره هدايت وجود دارد .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 10 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 

جهانگیر هدایت :

" فرقی نمی کند برنامه هدایت در کجا برگزارشود ، شکوه و جلال در نام هدایت نهفته است . "

ششمین دوره اهدای جایزه ادبی صادق هدایت عصر یکشنبه بیست و هشتم بهمن ماه همزمان با صد و پنجمین سالروز تولد هدایت در مراسمی خصوصی و در جمع افرادی از خاندان هدایت و تنی چند از اهل قلم و ادب و فرهنگ در خانه جهانگیر هدایت ، برادرزاده صادق هدایت ، برگزار شد .

مراسم ساده و صمیمی سالگرد تولد هدایت با سخنان جهانگیر هدایت آغاز شد. او در آغاز شرح داد که به دلیل تغییر مدیریت خانه هنرمندان، مدیر جدید برنامه جایزه هدایت را لغو کرد. وی افزود برگزارکنندگان تصمیم گرفتند مراسم را در میدان هدایت واقع در دروس برگزار کنند، اما سرمای سخت زمستان امسال آنان را از پیگیری بازداشت .

به گفته آقای هدایت مذاکرات برای گرفتن سالن با خانه معلم و چند مکان دیگر موفقیت آمیز نبود و به اجبار تصمیم گرفته شد مراسم به طور خصوصی و در منزل برادرزاده هدایت برگزار شود. جهانگیر هدایت گفت: " فرقی نمی کند برنامه هدایت در کجا برگزارشود، شکوه و جلال در نام هدایت نهفته است ."او توضیح داد که هدایت مورد بی مهری است، چاپ و بازچاپ تمام آثار او ممنوع است. خانه پدری صادق هدایت در بند بیمارستان امیراعلم اسیر است و تبدیل به زباله دانی شده است. آنچه هم که از هدایت باقی مانده در زیرزمین موزه رضا عباسی در حال پوسیدن است و میز تحریر هدایت در دانشکده علوم اجتماعی معلوم نیست دچار چه سرنوشتی شده است. جهانگیر هدایت افزود در نمایشگاه های کتاب آثار هدایت را جمع می کنند و اگر عکس یا پوستری از او نصب باشد روی صورتش کاغذ می چسبانند تا مردم او را نبینند و به طنز افزود " یا او ابتذال را تماشا نکند . "

سپس سیروس ابراهیم زاده، نمایشنامه نویس و بازیگر تئاتر و سینما، با همراهی همسرش ناهید کبیری شاعر و نویسنده، داستان کوتاه حاجی مراد نوشته صادق هدایت را برای حاضران روخوانی و اجرا کردند. خانم بهبهانی یکی از تازه ترین غزلیات خود را برای جمع قرائت کرد و صدیق تعریف، از خوانندگان مشهور موسیقی سنتی ایران، تصنیف مرغ سحر را با سه تار نواخت و خواند.

در بیانیه هیات داوران آمده بود در شش سال گذشته ۴۰۰۰ نفر داستان نویس از ایران، افغانستان، تاجیکستان و ایرانیان مقیم خارج از کشور در این مسابقه شرکت کرده اند. اکثر شرکت کنندگان، نویسندگان جوان بودند و شرکت خانم های نویسنده در مسابقه قابل توجه بوده است. در مسابقه امسال ۷۵۰ نویسنده با ارسال داستان کوتاه شرکت کردند. از این تعداد ۱۰۰ نفر داستان خود را با پست و بقیه با ای میل فرستاده اند که حکایت از رواج اینترنت دارد. در مرحله اول داوری ۱۱۵ داستان به مرحله دوم راه یافت. از میان داستان های راه یافته به مرحله دوم تعداد ۲۰ داستان برگزیده شد و از بین آنها ۱۰ داستان به مرحله نهایی راه یافت. چهار داستان از 10 داستان مرحله نهایی به دلیل ارسال داستان برای مسابقه دیگر یا درج آن در سایت های ادبی از دور مسابقه خارج شدند.

هیات داوران در بیانیه خود آمار زیر را نیز ارائه کردند:

خانم ها ۲۶ درصد شرکت کنندگان و آقایان ۷۴ درصد را تشکیل می دادند. ۵ درصد داستان ها گرایش به موضوعات اروتیک داشتند، ۵ درصد طنز و شادی و عشق را در بر می گرفتند، ۱۵ درصد به مسائل اجتماعی پرداخته بودند و ۷۵ درصد داستان ها سخن از ناکامی و نگون بختی و مرگ و بدبختی می گفتند.

با برگزاری مراسم جایزه هدایت، تا پایان سال خورشیدی مراسم ادبی دیگری نداریم. جایزه بیژن جلالی هم امسال برگزارنشد.

با توجه به این که به برگزارکنندگان جوایز روشنفکری جایی برای برگزاری مراسم داده نمی شود، این پرسش پیش می آید که آیا مانند اوایل و اواسط دهه هفتاد دوباره برگزاری مراسم ادبی به خانه ها نقل مکان خواهد کرد یا برگزاری این گونه مراسم کلا متوقف خواهد شد. برای گرفتن پاسخ این پرسش باید منتظر سال آینده بود.

                                                                                       " منبع : بی بی سی "

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 

" تنديس «صادق هدايت» به هيچ نويسنده‌اي نرسيد "

 

عصر روز يكشنبه 28 بهمن مراسم اهداي جوايز ششمين دوره جايزه ادبي صادق هدايت با حضور تني چند از چهره‌هاي ادبي و سينمايي مانند جهانگير هدايت ، اميرحسن چهل‌تن ، خسرو سينايي ، سيمين بهبهاني ، سيروس ابراهيم‌زاده و حسين قديمي برگزار شد .
در ششمين دوره جايزه ادبي هدايت اميليا نظري با داستان «آقاي سزار غمگين است» ، شيوا رمضاني با داستان «لعنتي» و فائزه فرهومند تهراني با داستان «فنجان‌هاي خالي» مشتركاْ جايزه اين دوره را از آن خود كردند . اين جايزه شامل لوح افتخار و سري كتاب‌هاي صادق هدايت بود كه به برگزيدگان اهدا شد و از آنجا كه جايزه امسال سه برگزيده داشت تنديس صادق هدايت به هيچ كدام از آنها اهداء نشد .
جهانگير هدايت برادر‌زاده صادق هدايت در اين مراسم كه در منزل شخصي‌اش برگزار مي‌شد ، گفت: بعد از 5 سال كه مراسم پاياني جايزه در مكان‌هاي عمومي برگزار مي‌شد امسال به دليل تغيير مديريت در خانه هنرمندان جلسه به صورت خصوصي برگزار مي‌شود .

                                                                                       " منبع : خبرگزاری فارس "


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 

" امروز تولد مرحوم هدایت است "

صادق هدايت در روز سه‌شنبه ۲۸ بهمن‌ماه ۱۲۸۱ به دنیا آمد .

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 9 قبل از ظهر  توسط آر یا بان 

پاريس ژوئن 1969
  آن‌چه از اين جانبه سؤال کرديد راجع به آخرين روزهاي زندگيش در پاريس بدون کوچک‌ترين مبالغه به طور خلاصه شرح مي‌دهم :

يک شب در پاريس در منزل من تا نيمه شب برايم آخرين کتاب خودش يعني « توپ مرواري» را خواند . در جزوة شخصي نوشته بود و اظهار داشت خيال چاپ ندارد . بي‌نهايت جالب بود ، زيرا قسمتي از تاريخ را از زمان ناصرالدين قاجار تا آن روز به رشتة تحرير در‌آورده بود ، البته به سبک خودش که يکي از شاهکارهاي آن نويسنده است .
  با تمام درد روحي که با او هم‌آغوش بود خنده از لبانش دور نمي‌شد و مدتي خنديديم بر سر اين کتاب . و با اين که بارها مي‌گفت دنيا قابل زيست نيست و هزار تمسخر بر لبانش بود براي آن‌هايي که در اين دنيا آن قدر به پول و زندگي پر تجمل و مقام اهميت مي‌دهند، هرگز نمي‌توان حدس زد که اين موجود شريف در آيندة نزديکي دست به خودکشي خواهد زد .

برخلاف آن‌چه تصور مي‌شد که پاريس را براي زندگي در نظر گرفته ، مي‌بينم که براي مرگ انتخاب کرده بود . روزي در يکي از کافه‌هاي مونت‌پارناس Montparnasse نشسته بوديم اظهار داشت : « اگر عرضه يا ميل تهية قصري در ديار خود نداشتم از دير زماني در ملک خاج‌پرستان خانة ی آخرتي براي خود زير سر گذاشته‌ام . »

                                                                                                " منبع : دیباچه "


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM